از دیروز دوباره دلشوره گرفتم. دیشب تا خود صبح ازاین دنده به اون دنده غلت زدم . این چند وقت شبی نبوده که بی کابوس بخوابم . فکر یک ۱۸ تیر دیگه دلم را آشوب میکنه .
همش نگران امروزم . پروردگارا تمام مردم سرزمین مادریم رو حفظ کن .
خدایا چندتا مادر دیگه دوباره باید داغدار بشن . اینهمه جوی خون بس نیست . چه قدر دیگه این مردم جوانهای دسته گلشون جلوی چشمهاشون پرپرباید بشه . آخه به چه جرمی چه گناهی .
کار هر شبم شده چک کردن اخبار و دیدن فیلمها و شنیدن صدای مردم . خدایا امروز را به خیر کن.
آیدای عزیز حال این روزهای ما دور گود نشینها رو خوب توصیف کرده .
+ نوشته شده توسط گل بانو در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 و ساعت
15:3 |
